close
تبلیغات در اینترنت
مولانا در روانپزشکی

تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    نظرشما راجب عملکرد وبلاگ چیست و مطالب انگیزشی و فرهنگی به چه میزان موثر بوده است؟





آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 697
    کل نظرات کل نظرات : 841
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 2
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 5

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 108
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 83
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 7
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 14
    آي پي امروز آي پي امروز : 7
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 17
    بازدید هفته بازدید هفته : 246
    بازدید ماه بازدید ماه : 562
    بازدید سال بازدید سال : 685
    بازدید کلی بازدید کلی : 64,960

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.81.76.247
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : شنبه 30 تیر 1397

مولانا در روانپزشکی

شطرنج تجویز می شود!
 
مولانا در دفتر سوم مثنوی حکایت شیرینی دارد از کسی که به دکان زرگری می رود تا ترازوی زرگر را قرض بگیرد ولی زرگر به او می گوید من غربال ندارم ، آن فرد تاکید می کند که من ترازو می خواهم و این بار زرگر پاسخ می دهد من جارو ندارم!
 
آن یکی آمد به پیش زرگری
که ترازو ده که برسنجم زری
گفت خواجه رو مرا غلبیر نیست
گفت میزان ده بر این تسخر مه ایست
گفت جاروبی ندارم در دکان
گفت بس بس این مضاحک را بمان
من ترازویی که می خواهم بده
خویشتن را کر مکن هر سو مجه!
 
آن فرد می گوید چرا مسخره بازی در می آوری ؟! چرا خودت را به کری می زنی؟
 
زرگر پاسخ می دهد:
 
این شنیدم لیک پیری مرتعش 
دست لرزان جسم تو نامنتعش
وآن زر تو هم قراضه خرد و مرد
دست لرزد پس بریزد زر خرد
پس بگویی خواجه جارویی بیار
تا بجویم زر خود را در غبار
چون بروبی خاک را جمع آوری
گویی ام غلبیر خواهم ای جری
من از اول دیدم آخر را تمام
جای دیگر رو از اینجا والسلام!
 
من با دیدن قطعه طلا خرد شده تو و دست لرزان و تن پیر تو حدس زدم که در هنگام وزن کردن طلا از دست تو خواهد افتاد، آنگاه جارو خواهی خواست که در میان خاک کف دکان طلای خود را بروبی و سپس غربال خواهی خواست تا از میان خاکها طلای خود را بیابی. چون من غربال و جارو ندارم پس ترازوی خود را به او قرض نمیدهم.
البته مولانا که در اساس، زندگی دنیوی را هدف درس و بحث خود نمی داند این قصه را نیز برای موعظه مخاطبان خود ذکر می کند تا آنها را به آخرت اندیشی تشویق کند:
 
ز ابتدای کار آخر را ببین
تا نباشی تو پشیمان "یوم دین"
 
ولی من که دغدغه دردهای "همینجا" را دارم این قصه را از این حیث ذکر می کنم که بگویم اگر دو قدم بعد از انتخاب هایمان را بسنجیم بسیاری از رنج های ما قابل اجتناب هستند. مشکل اینجاست که "مغز غریزی" ما به دنبال "ارضای آنی" است و اغلب به سریع ترین راه رسیدن به لذت یا دفع تنش می اندیشد، نتیجه این که دقت و مصلحت را فدای سرعت می کند. در مقابل، مغز عاقبت اندیش و دقیق ما که به آن "پره فرونتال" می گوییم بدون تمرین و ممارست توان ایستادگی در برابر فشار مغز غریزی را ندارد و همچون واعظی است که هیچ قدرت اجرائی ندارد چرا که "تصمیمات" توسط مغز غریزی گرفته می شوند!
چاره چیست؟ تمرین هایی برای قدرتمند کردن پره فرونتال. انجام مستمر تمرینات زیر باعث زورمندی پره فرونتال می شوند:
۱- تمرینات "ذهن آگاهی" (Mind Fulness) که نمونه ای از آن را در فایل صوتی "آگاهی حسی" (Sensory Awareness) در کانال تلگرامم گذاشته ام.
۲- حل مسائل ریاضی متناسب با سطح هوش و تحصیلات.
۳- بازی شطرنج و سایر بازی هایی که در آنها برد ما تحت تاثیر زنجیره ای از حرکت هاست، نه یک حرکت منفرد.
 
پی نوشت:
۱- برای فهم بهتر نقش پره فرونتال در کنترل مغز غریزی کتاب های دکتر دنیل سیگل روانپزشک آمریکایی را بخوانید: چشم ذهن (انتشارات ذهن آویز) و مغز در حال رشد (نشر آسیم).
۲- در زمینه تفکر استراتژیک کتاب های "هنر جنگ" (نوشته سان تزو) و "تفکر استراتژیک" (دکتر وفا غفارمنش) پیشنهاد می شوند.
دکتر محمدرضا سرگلزایی

تاریخ ارسال پست: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 16:47

بخش نظرات این مطلب


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی