close
تبلیغات در اینترنت
سوپازنامه - 2

تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    نظرشما راجب عملکرد وبلاگ چیست و مطالب انگیزشی و فرهنگی به چه میزان موثر بوده است؟





آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 697
    کل نظرات کل نظرات : 841
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 5

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 51
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 83
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 7
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 14
    آي پي امروز آي پي امروز : 6
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 17
    بازدید هفته بازدید هفته : 189
    بازدید ماه بازدید ماه : 505
    بازدید سال بازدید سال : 628
    بازدید کلی بازدید کلی : 64,903

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 54.81.76.247
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : شنبه 30 تیر 1397

سرماخوردم

سرماخوردم

دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت: 10:19

موزیک 00001

یه موزیک دارم قشنگه به شنیدنش می ارزه دوستان راهکار بدن براشون چطوری بفرستم


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 22:2

قو

قو

شرح مبسوطی ندارد

این زمستان

فقط من

و پرنده ای که

دیگر باز نمی گردد...


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت: 12:36

پس هنوز منو نشناختی ! هنوز ژاپن اسکنری مثه من نساخته

پس هنوز منو نشناختی ! هنوز ژاپن اسکنری مثه من نساخته

کتابی،خلوتی،شعری،سکوتی
مرا مستی و سکر زندگانی است
چه غم گر در بهشتی ره ندارم
که در قلبم بهشتی جاودانی است

فروغ فرخزاد


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 09 آذر 1395 ساعت: 20:34

ای جان

ای جان

اي جان به چه زنده اي كه جانانت نيست!


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 08 آذر 1395 ساعت: 9:49

مطلب روز

مطلب روز

اینم برا خالی نبودن عریضه


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 08 آذر 1395 ساعت: 9:20

کتاب222

کتاب222

با کتاب می شه کوبید تو سر این و اون.با کتاب می شه آتیش خاموش کرد.با کتاب می شه مگس و رو هوا له کرد.با کتاب می شه مخ زد .با کتاب می شه قد چهار پایه رو بلند تر کرد و به بالای کابینت رسید .با کتاب می شه رفت جلسه و پز داد .با کتاب می شه جوجه رو بهتر کباب کرد .با کتاب می شه کمرو خاروند.با کتاب می شه از شر خریدن کادوی گرون خلاص شد . اما با این به قولی آچار فرانسه یه کار دیگه هم می شه کرد .میشه پـــــــــــــــــروازکرد پرواز .


تاریخ ارسال پست: شنبه 06 آذر 1395 ساعت: 22:21

بعداز مدتها

بعداز مدتها

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیره گی بخت درون تو بوَد
گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

صائب تبریزی


تاریخ ارسال پست: جمعه 05 آذر 1395 ساعت: 3:8

هرچه

هرچه می‌خواهمت از یاد برم ممکن نیست

من تو را دوست نمی‌دارم اگر بگذاری


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 19:4

حافظ

در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز

هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 18:52

باتوئم

چشمان تو بی سُرمه ، خودش جنگ جهانیست وقتی پر باروت و فشنگی چه بگویم . . . ؟


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت: 18:51

دونالدترامپ

دونالدترامپ

آیا می‌دانید از سال ۱۳۸۸ تا کنون دست‌کم یازده کتابِ ترجمه از #دونالد_ترامپ در ایران منتشر شده است؟

ـ مثل یک قهرمان فکر کن، انتشارات ارسطو، ۱۳۹۳

ـ دست‌های طلایی، رابرت کیوساکی و دونالد ترامپ در کنار یکدیگر ۲۰۱۱

ـ چگونه چگونه مثل یک بیلیونر فکر کنید، انتشارات نسل نواندیش، ۱۳۹۰

ـ بزرگ فکر کن، انتشارات فریور، ۱۳۸۸

ـ ۱۰۱ راه موفقیت، انتشارات ریواس، ۱۳۹۴

ـ چرا می‌خواهیم شما ثروتمند باشید، انتشارات نسل نواندیش، ۱۳۹۴

#چگونه_در_زندگی_برنده_شوید، انتشارات فرهنگ صبا، ۱۳۹۳

و برخی از این کتاب‌ها با دو ترجمه به بازار آمده‌اند.!!

این کتاب چگونه در زندگی برنده شوید اصولا باید کتاب مفیدی باشه چرا که ترامپ علی رغم پیش بینی ها تو انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برمده شد!


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 16:22

ترامپ

ترامپ

دوباره اوضاع روبراه میشه ! این فقط یه شوکه 


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 12:12

ازکجا ب کجا

ازکجا ب کجا

نمایش در اندازه اصلی

هنر جنگ - خلاصه کتاب

نویسنده: سون تزو
این نوشتار بخش کوچکی از کتاب هنر جنگ و تنها جهت معرفی می باشد که توسط مدیران ایران خلاصه و تقدیم میشود.
.
کتاب هنر جنگ, 500 سال قبل از میلاد مسیح توسط سان تزو که به فرمانده ی فیلسوف مشهور است نوشته شده.اولین بار توسط فرانسوی ها به غرب برده و ترجمه شد.مشهور است که ناپلئون, امپراطور فرانسه, در برنامه ریزی
های جنگی خود برای فتح اروپا از ان استفاده میکرده است. افسران امریکایی برای دست یابی به پیروزی در جنگ حهانی دوم , مفاد ان را بسیار دقیق به اجرا در میاوردند.دستور العمل های این کتاب یاد شده برای چندین دهه به پرسنل ارتش ژاپن اموزش داده میشدو افسران چینی تا همین اواخر میبایستی تمام مفاد ان را از بر میکردند.اصول ان نه تنها قابل امورش به دانشجویان دانشکده های نظامی است,بلکه با گذشت بیش از 25 قرن از زمان انتشار ان,راهنمای بسیار مناسبی برای چگونگی هدایت جنگ است. اگر چه در طور زمان سلاح ها تغییر کرده اند , اما با توجه به تاثیرات سیاست ها و طبیعت بشر در عملیات نظامی اثرات خود را حفظ کرده.بنا به گفته ی"سئوما چئن" , سان تزو از ایالت چای بود.و با نوشتن این کتاب مورد توجه "هلِو "پادشاه "وو"قرار گرفت.میگویند زمانی که سان تزو و هِلو با یکدیگر در خصوص تهدید سهمگین کشور "چو" صحبت می کردند سان زو اعلام کرد که شکست ارتش "چو" امکان ناپذیر نیست. "هِلو" که در این مورد دچار تردید بود سان تزو را به چالش کشید و گفت آیا تو می توانی دختران درباری را به سربازانی زبده تبدیل کنی؟ و سان تزو پاسخ مثبت داد. تعدادی از زنان انتخاب شدند و سان تزو پس از تشریح وظایف و چگونگی اجرای دستوراتش، دختران را به دو گروه تقسیم کرد و به دست هرکدام از آنها یک شمشیر داد. او برای هر گروه یک ارشد انتخاب کرد و از آنان درخواست کرد تا دستورات را اطاعت کنند. با صدور دستور دختران درباری شروع به خنده کردند. سان تزو گفت: احتمالا دستورات من واضح و روشن نبود و به همین دلیل من دستوراتم را دوباره تکرار می کنم. او پس از توضیح مجدد دستوراتش یک بار دیگر دستور اجرا صادر نمود و این بار نیز دختران درباری شروع به خنده کردند. سان زو گفت اگر دستورات اجرا نشوند احتمال دارد که آن دستورات صریح و روشن نبوده باشند و این ضعف فرماندهی است اما من دستوراتم را صریح و روشن بیان کردم اگر دستورات صریح و روشن بود و اجرا نشد مقصر افسران جزء می باشند و باید تنبیه شوند. سان تزو به سرعت و با یک حرکت هر دو دختر ارشد گروه را با شمشیر کشت و سپس یک بار دیگر دستوراتش را صادر کرد. این بار این دختران که در طول زندگی خود به جز رفاه و آسایش چیز دیگری نداشتند شروع به اجرای دستورات سان تزو کردند و هِلو پادشاه "وو" متحیر شد. او بلافاصله فرماندهی ارتش "وو" را به سان تزو سپرد...
.
.
.
بعضی از جملاتی که در این کتاب دیده میشوند:
.
اگر دستورات صریح و روشن نباشد اشتباه فرمانده است.
.
افرادی که در جنگ مهارت دارند دشمن را به میدان نبرد می کشانند و افرادی که در جنگ مهارت ندارند توسط دشمن به میدان نبرد کشانده می شوند.
.
نقشه هایتان را مانند شب تاریک کنید و مانند رعد حمله کنید..
.
کسی که خود و دشمنش را بشناسد اگر در 100 جنگ نیز شرکت کند در خطر نخواهد بود.
.
ارتش برنده اول شرایط را برای پیروزی آماده می کند و سپس میجنگد اما ارتش بازنده اول می جنگد و سپس تلاش می کند تا شرایط را آماده کند.
.
ارتش هائی هست که نباید با آنان جنگید و زمین هائی هست که نباید در آن جا جنگید.
.
بخاطر شتاب شاهین است که شاهین بدن طعمه اش را در هم میشکند و بخاطر شتاب سیلاب است که سنگهای بزرگ جابجا می شوند.

تاریخ ارسال پست: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 16:53

مولانا در روانپزشکی

شطرنج تجویز می شود!
 
مولانا در دفتر سوم مثنوی حکایت شیرینی دارد از کسی که به دکان زرگری می رود تا ترازوی زرگر را قرض بگیرد ولی زرگر به او می گوید من غربال ندارم ، آن فرد تاکید می کند که من ترازو می خواهم و این بار زرگر پاسخ می دهد من جارو ندارم!
 
آن یکی آمد به پیش زرگری
که ترازو ده که برسنجم زری
گفت خواجه رو مرا غلبیر نیست
گفت میزان ده بر این تسخر مه ایست
گفت جاروبی ندارم در دکان
گفت بس بس این مضاحک را بمان
من ترازویی که می خواهم بده
خویشتن را کر مکن هر سو مجه!
 
آن فرد می گوید چرا مسخره بازی در می آوری ؟! چرا خودت را به کری می زنی؟
 
زرگر پاسخ می دهد:
 
این شنیدم لیک پیری مرتعش 
دست لرزان جسم تو نامنتعش
وآن زر تو هم قراضه خرد و مرد
دست لرزد پس بریزد زر خرد
پس بگویی خواجه جارویی بیار
تا بجویم زر خود را در غبار
چون بروبی خاک را جمع آوری
گویی ام غلبیر خواهم ای جری
من از اول دیدم آخر را تمام
جای دیگر رو از اینجا والسلام!
 
من با دیدن قطعه طلا خرد شده تو و دست لرزان و تن پیر تو حدس زدم که در هنگام وزن کردن طلا از دست تو خواهد افتاد، آنگاه جارو خواهی خواست که در میان خاک کف دکان طلای خود را بروبی و سپس غربال خواهی خواست تا از میان خاکها طلای خود را بیابی. چون من غربال و جارو ندارم پس ترازوی خود را به او قرض نمیدهم.
البته مولانا که در اساس، زندگی دنیوی را هدف درس و بحث خود نمی داند این قصه را نیز برای موعظه مخاطبان خود ذکر می کند تا آنها را به آخرت اندیشی تشویق کند:
 
ز ابتدای کار آخر را ببین
تا نباشی تو پشیمان "یوم دین"
 
ولی من که دغدغه دردهای "همینجا" را دارم این قصه را از این حیث ذکر می کنم که بگویم اگر دو قدم بعد از انتخاب هایمان را بسنجیم بسیاری از رنج های ما قابل اجتناب هستند. مشکل اینجاست که "مغز غریزی" ما به دنبال "ارضای آنی" است و اغلب به سریع ترین راه رسیدن به لذت یا دفع تنش می اندیشد، نتیجه این که دقت و مصلحت را فدای سرعت می کند. در مقابل، مغز عاقبت اندیش و دقیق ما که به آن "پره فرونتال" می گوییم بدون تمرین و ممارست توان ایستادگی در برابر فشار مغز غریزی را ندارد و همچون واعظی است که هیچ قدرت اجرائی ندارد چرا که "تصمیمات" توسط مغز غریزی گرفته می شوند!
چاره چیست؟ تمرین هایی برای قدرتمند کردن پره فرونتال. انجام مستمر تمرینات زیر باعث زورمندی پره فرونتال می شوند:
۱- تمرینات "ذهن آگاهی" (Mind Fulness) که نمونه ای از آن را در فایل صوتی "آگاهی حسی" (Sensory Awareness) در کانال تلگرامم گذاشته ام.
۲- حل مسائل ریاضی متناسب با سطح هوش و تحصیلات.
۳- بازی شطرنج و سایر بازی هایی که در آنها برد ما تحت تاثیر زنجیره ای از حرکت هاست، نه یک حرکت منفرد.
 
پی نوشت:
۱- برای فهم بهتر نقش پره فرونتال در کنترل مغز غریزی کتاب های دکتر دنیل سیگل روانپزشک آمریکایی را بخوانید: چشم ذهن (انتشارات ذهن آویز) و مغز در حال رشد (نشر آسیم).
۲- در زمینه تفکر استراتژیک کتاب های "هنر جنگ" (نوشته سان تزو) و "تفکر استراتژیک" (دکتر وفا غفارمنش) پیشنهاد می شوند.
دکتر محمدرضا سرگلزایی

تاریخ ارسال پست: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 16:47

چرت شماره 2

چرت شماره 2

تاحالا حالم به این بدی نبوده ولی بستگی داره تو چطور حالمو بپرسی...


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 12:37

شروعی دوباره

شروعی دوباره
هراسی دوباره است ...
تردید
پای آمدنم را
با دستان مضطرب خود گره زده
حافظه‌ی اشکهایم
پر از کابوس است ...
شروعی دوباره
هراسی دوباره است
وقتیکه دفتر قلب ما
تکه و پاره است ...


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 21:42

اوبامن

اوبامن

ودیگر هیچ


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 21:33

بازدید از یه جایی

بازدید از یه جایی

. دیگر هیچ


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 21:32

ساعت 9 هر روز عمر

ساعت 9 هر روز عمر

تقدیر یا ترجیح مسئله این است 


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:8

اینم ماجرای 4

اینم ماجرای 4

این مطلب بار غمش بیشتر از لذتشه نمیدونم چرا

 

 

 

تا وقتی که بچه تونو حموم نکردید
معنی لذت و نمیفهمید،
تا وقتی پدر یا مادرتونو حموم نکردید
معنی غصه رو نمیفهمید!


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:59

اینه ماجرای 3

به بعضی حرفا نگید منت گذاشتن
منت نیست؛ یاوآوریِ چیزهاییه که شما در کمال نامردی فراموششون کردید


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:53

اینه ماجرای2

اینه ماجرای2

 

آب جوشی که سیب‌زمینی را نرم می‌کند، همان آب جوشی ست که تخم‌مرغ را سفت می‌کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست.
مهم این است درون خود چه داری...


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:49

اینه ماجرا

‏خوبی كردن راحته ...
تحملِ قدرنشناسیِ بعدشه كه سخته !


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:47

لامپ 100

لامپ 100

ودیگر هیچ


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 12:55

اگه بد میگم بگو بد میگی

آدمارو منتظر نذارید، هیچ کسی بعد از یک انتظار طولانی اون آدم سابقی که میشناختید نیست


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 04 آبان 1395 ساعت: 12:23

نیستم که نیستم کی به کیه

دوستان ببخشید که اپدیت نمیشم ! این روزا حسابی درگیرم دلم براتون تنگ شده  یه تماسی بگیرید شمارمو که دارید ممنونم دمتون گرم


تاریخ ارسال پست: شنبه 01 آبان 1395 ساعت: 19:1

انسانم آرزوست

انسانم آرزوست

خیلی ها به سختی آب بدست میارن...

کمی تو مصرف آب صرفه جویی نمایید

 


تاریخ ارسال پست: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:31

جهنم2

جهنم2

جهنم 

جاییست که 

دیگر هیچ کس 

به حل مشکلات نمی اندیشد !

 

#اینگمار_برگمان


تاریخ ارسال پست: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:28

منو خلاقیت

منو خلاقیت

منو خلاقیت شام غریبان


تاریخ ارسال پست: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 22:27

مادربزرگم

مادربزرگم

مادربزرگم میگه اگه میخوای خدارو بخندونی از برنامه هات براش حرف بزن


تاریخ ارسال پست: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 11:30

اینم عجب شعری بود

اینم عجب شعری بود

کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد...


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 14:51

این لینک تقدیم به خودم

http://everywhereinfo.com/with-these-things-stop-aging-skin/

با فیلتر شکن باید دید


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 21:31

یکم ریا کنم نظرتون چیه

یکم ریا کنم نظرتون چیه

سلام دوستان جاتون خالی از صب کله سحر در گیر شله امشب بودم  به اتفاق دوستان ! منو تاسوعایی که خاطره ست ! 


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:27

با توام

با توام

خدا تو این ایام این عزاداریارو از کسی قبول نمیکنه که تو اینترنت باشه و به من سر نمیزنه . دیروز نون برش میزدم و انگشتمو بریدم که چنتا بخیه خورد حالا یکی نی احوالمو بپرسه


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 14:46

nisti?

nisti?

دقیقا کجایی


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 8:45

سرت تو لاک خوتون باشه

سرت تو لاک خوتون باشه

111


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 11:28

356

356

روزی ناصر الدین شاه ، تمام ادیبان را جمع کرد و از معنای این بیت حافظ سوال کرد:
🔹بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
🔹و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
که اگر این بلبل خوش بوده است، پس چرا ناله‌های زار داشته ؟؟

اما از پاسخ هیچ یک از ادیبان راضی نشد. بنابراین نامه‌ای برای شاعر بزرگ معاصر خود ، «وصال شیرازی» نوشت و معنای دقیق این غزل حافظ را جویا شد.
نامه زمانی به دست وصال رسید که او عزادار فرزندش بود. وصال، نامه ناصرالدین شاه را در نیمه شب مطالعه میکند و برای کشف معنای حقیقی این ابیات ، رجوعی به اعداد ابجدی حروف الفبا میکند و در می یابد که:
عدد ابجدی بلبلی برگ گلی، با ابجد حروفِ حضرات علی، حسن و حسین علیهم السلام مطابقت دارد ؛ لذا پاسخ پادشاه را به زبان شعر به این صورت بیان میکند که:
خسروا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سؤالی ، آن جناب اظهار داشت
در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برگِ گلی خوشرنک در منقار داشت
فکر بسیاری نمودم، لیک معلومم نشد
چونکه شعرش در بُطون ، اسرار بس بسیار داشت
نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم این گُهر ، آیا چه دُرّ ، در بار داشت
بلبلی ، برگِ گلی ، شد ۳۵۶
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
برگ گل سبز است و دارد آن نشانی از حسن
چونکه در وقت شهادت ، سبزی رخسار داشت
رنگ گل سرخ است این باشد نشانش از حسین
چونکه در وقت شهادت چهره ای گلنار داشت
بلبلی باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
*دائما آه و فغان و ناله‌ی بسیار داشت*


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 11:25

منو نذوراتی که قراره اینترنتی جم کنم

منو نذوراتی که قراره اینترنتی جم کنم


اسم محرم و دهه اول که میآد. شما هم یاد دسته های سینه زنی می افتید و بوی اسپند و علم کشی و شلوغی یک هیئت که میاد توی خیابون و تا شام غریبان عزای امام حسین (ع) برگزار میشه و نذری می دن !حالا هم تو آبیز قراره چند شب شام نذری بدن اگه نذری دارید نیتی دارید و هر چی که تو دلو ذهنتون میگذره که قراره مبلغی رو براش پرداخت کنید اینو بدید به ما تا خرج شام هیئت کنیم ! کلی هم ثواب داره اینکه گفتم ما بخاطر احترام زیاد بخودم نبود چند نفری هستن که پولارو جم میکنن منم یکی ازونام ! دلم میخواد زود تصمیم بگیرید چون الان به کمکتون نیاز داریم دمتون گرم ! چیکار کنم شماره کارتمو بدم؟؟؟ 


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 13:53

ليست صفحات

تعداد صفحات : 4