close
تبلیغات در اینترنت
سوپازنامه - 2

تبلیغات

تبلیغات

    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

ورود کاربران

عضويت سريع

    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

    نظرشما راجب عملکرد وبلاگ چیست و مطالب انگیزشی و فرهنگی به چه میزان موثر بوده است؟





آمار

    آمار مطالب آمار مطالب
    کل مطالب کل مطالب : 678
    کل نظرات کل نظرات : 841
    آمار کاربران آمار کاربران
    افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
    تعداد اعضا تعداد اعضا : 6

    آمار بازدیدآمار بازدید
    بازدید امروز بازدید امروز : 76
    بازدید دیروز بازدید دیروز : 19
    ورودی امروز گوگل ورودی امروز گوگل : 0
    ورودی گوگل دیروز ورودی گوگل دیروز : 3
    آي پي امروز آي پي امروز : 5
    آي پي ديروز آي پي ديروز : 6
    بازدید هفته بازدید هفته : 135
    بازدید ماه بازدید ماه : 284
    بازدید سال بازدید سال : 284
    بازدید کلی بازدید کلی : 69,194

    اطلاعات شما اطلاعات شما
    آی پی آی پی : 52.87.253.202
    مرورگر مرورگر :
    سیستم عامل سیستم عامل :
    تاریخ امروز امروز : شنبه 29 دی 1397

ساعت 9 هر روز عمر

ساعت 9 هر روز عمر

تقدیر یا ترجیح مسئله این است 


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 18:8

اینم ماجرای 4

اینم ماجرای 4

این مطلب بار غمش بیشتر از لذتشه نمیدونم چرا

 

 

 

تا وقتی که بچه تونو حموم نکردید
معنی لذت و نمیفهمید،
تا وقتی پدر یا مادرتونو حموم نکردید
معنی غصه رو نمیفهمید!


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:59

اینه ماجرای 3

به بعضی حرفا نگید منت گذاشتن
منت نیست؛ یاوآوریِ چیزهاییه که شما در کمال نامردی فراموششون کردید


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:53

اینه ماجرای2

اینه ماجرای2

 

آب جوشی که سیب‌زمینی را نرم می‌کند، همان آب جوشی ست که تخم‌مرغ را سفت می‌کند.
مهم نیست چه شرایطی پیرامون شماست.
مهم این است درون خود چه داری...


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:49

اینه ماجرا

‏خوبی كردن راحته ...
تحملِ قدرنشناسیِ بعدشه كه سخته !


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 17:47

لامپ 100

لامپ 100

ودیگر هیچ


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 12:55

اگه بد میگم بگو بد میگی

آدمارو منتظر نذارید، هیچ کسی بعد از یک انتظار طولانی اون آدم سابقی که میشناختید نیست


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 04 آبان 1395 ساعت: 12:23

نیستم که نیستم کی به کیه

دوستان ببخشید که اپدیت نمیشم ! این روزا حسابی درگیرم دلم براتون تنگ شده  یه تماسی بگیرید شمارمو که دارید ممنونم دمتون گرم


تاریخ ارسال پست: شنبه 01 آبان 1395 ساعت: 19:1

انسانم آرزوست

انسانم آرزوست

خیلی ها به سختی آب بدست میارن...

کمی تو مصرف آب صرفه جویی نمایید

 


تاریخ ارسال پست: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:31

جهنم2

جهنم2

جهنم 

جاییست که 

دیگر هیچ کس 

به حل مشکلات نمی اندیشد !

 

#اینگمار_برگمان


تاریخ ارسال پست: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 14:28

منو خلاقیت

منو خلاقیت

منو خلاقیت شام غریبان


تاریخ ارسال پست: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 22:27

مادربزرگم

مادربزرگم

مادربزرگم میگه اگه میخوای خدارو بخندونی از برنامه هات براش حرف بزن


تاریخ ارسال پست: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 11:30

اینم عجب شعری بود

اینم عجب شعری بود

کاش معشوق ز عاشق طلب جان میکرد...


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 14:51

این لینک تقدیم به خودم

http://everywhereinfo.com/with-these-things-stop-aging-skin/

با فیلتر شکن باید دید


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 21:31

یکم ریا کنم نظرتون چیه

یکم ریا کنم نظرتون چیه

سلام دوستان جاتون خالی از صب کله سحر در گیر شله امشب بودم  به اتفاق دوستان ! منو تاسوعایی که خاطره ست ! 


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 16:27

با توام

با توام

خدا تو این ایام این عزاداریارو از کسی قبول نمیکنه که تو اینترنت باشه و به من سر نمیزنه . دیروز نون برش میزدم و انگشتمو بریدم که چنتا بخیه خورد حالا یکی نی احوالمو بپرسه


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 14:46

nisti?

nisti?

دقیقا کجایی


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 8:45

سرت تو لاک خوتون باشه

سرت تو لاک خوتون باشه

111


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 11:28

356

356

روزی ناصر الدین شاه ، تمام ادیبان را جمع کرد و از معنای این بیت حافظ سوال کرد:
🔹بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
🔹و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت
که اگر این بلبل خوش بوده است، پس چرا ناله‌های زار داشته ؟؟

اما از پاسخ هیچ یک از ادیبان راضی نشد. بنابراین نامه‌ای برای شاعر بزرگ معاصر خود ، «وصال شیرازی» نوشت و معنای دقیق این غزل حافظ را جویا شد.
نامه زمانی به دست وصال رسید که او عزادار فرزندش بود. وصال، نامه ناصرالدین شاه را در نیمه شب مطالعه میکند و برای کشف معنای حقیقی این ابیات ، رجوعی به اعداد ابجدی حروف الفبا میکند و در می یابد که:
عدد ابجدی بلبلی برگ گلی، با ابجد حروفِ حضرات علی، حسن و حسین علیهم السلام مطابقت دارد ؛ لذا پاسخ پادشاه را به زبان شعر به این صورت بیان میکند که:
خسروا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سؤالی ، آن جناب اظهار داشت
در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برگِ گلی خوشرنک در منقار داشت
فکر بسیاری نمودم، لیک معلومم نشد
چونکه شعرش در بُطون ، اسرار بس بسیار داشت
نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم این گُهر ، آیا چه دُرّ ، در بار داشت
بلبلی ، برگِ گلی ، شد ۳۵۶
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت
برگ گل سبز است و دارد آن نشانی از حسن
چونکه در وقت شهادت ، سبزی رخسار داشت
رنگ گل سرخ است این باشد نشانش از حسین
چونکه در وقت شهادت چهره ای گلنار داشت
بلبلی باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
*دائما آه و فغان و ناله‌ی بسیار داشت*


تاریخ ارسال پست: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 11:25

منو نذوراتی که قراره اینترنتی جم کنم

منو نذوراتی که قراره اینترنتی جم کنم


اسم محرم و دهه اول که میآد. شما هم یاد دسته های سینه زنی می افتید و بوی اسپند و علم کشی و شلوغی یک هیئت که میاد توی خیابون و تا شام غریبان عزای امام حسین (ع) برگزار میشه و نذری می دن !حالا هم تو آبیز قراره چند شب شام نذری بدن اگه نذری دارید نیتی دارید و هر چی که تو دلو ذهنتون میگذره که قراره مبلغی رو براش پرداخت کنید اینو بدید به ما تا خرج شام هیئت کنیم ! کلی هم ثواب داره اینکه گفتم ما بخاطر احترام زیاد بخودم نبود چند نفری هستن که پولارو جم میکنن منم یکی ازونام ! دلم میخواد زود تصمیم بگیرید چون الان به کمکتون نیاز داریم دمتون گرم ! چیکار کنم شماره کارتمو بدم؟؟؟ 


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 13:53

for me

for me

**


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 22:20

میدونم که تو هم ...

میدونم که تو هم ...

می دونم که خودت هم از عشق بویی نبرده ای. اما متاسفانه عشق را نمیشه به کسی درس داد و گفت چیه، باید تو دل خود آدم باشه. گمونم عشق اونه که بتونی یک نفر دیگر را از خودت بیشتر دوست داشته باشی. آیا تا حالا شده که دیگری را از خودت بیشتر دوست داشته باشی؟

 

📙 سنگ صبور

📝 صادق چوبک


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 19:40

چشمان...

چشمان ماده شمر تو کی حمله می کنند

 

بر این حسین منزوی خفته در دلم...

 


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 11:20

شب تاسوعای امسال منتظر یه اتفاق تازه باشید

شب تاسوعای امسال منتظر یه اتفاق تازه باشید

سلام دوستان شب تاسوعای امسال منتظر یه اتفاق تازه باشید


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:40

لطفا ایقد...

مادر بزرگ من خدا بیامرز آدم مذهبی بود.

هر وقت دلش واسه امام رضا تنگ میشد میگفتم مادربزرگ حالا حتما لازم نیست بری مشهد از همینجا یه سلام بده. اما من واسه تفریح میرفتم شمال اون به من نمیگفت حتما لازم نیست بری شمال همینجا تفریح کن.

وقتی سفره میگرفت وقتی محرم میشد به ﻫﻴﺎت محل برنج و روغن میداد بهش میگفتم اینا همه سیرن پولشو ببر بده به چهارتا آدم محتاج اما وقتی من با دوستام مهمونی میگرفتم اون فقط میگفت مادر مراقب خودت باش.

سالها گذشت تا من فهمیدم آدمها احتیاج دارن سفر برن. احتیاج دارن از زندگی لذت ببرن و لذت بردن برای آدمها متفاوت معنی میشه...

یکی از ﻫﻴﺎت امام حسین لذت میبره یکی از مهمونی رفتن. یکی تو سفر مکه اقناع میشه یکی تو سفر تایلند.

اینا همشون برای من آدمهای محترمی هستن.

سالها گذشت تا من فهمیدم نباید به دلخوشی های آدمها گیر بدهم

چون آدمها با همین دلخوشی ها سختی های زندگی رو تحمل میکنن.

 

لطفا به دلخوشی دیگران...... 

 

دکتر الهی قمشه ای


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:44

دوباره شروع میکنم

دوباره شروع میکنم

تجملات هیچ‌وقت جاذبه‌ای برایم نداشته. من چیزهای ساده را دوست دارم. کتاب‌ها را، تنهایی را یا بودن با کسی که تو را می‌فهمد.

 

دافنه دو موریه 

ربه کا


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:38

تیتر با شما...

تیتر با شما...

شما تیتر بنویسید برا این عکس


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 12:6

نکته عاشورایی

نکته عاشورایی

اینم نکته عاشورایی تقدیم به دوستان


تاریخ ارسال پست: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 8:35

خوش خبری

خوش خبری

محرم اومد خوشبحال اونایی که خاطره دارن ...



تاریخ ارسال پست: یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 21:30

کنکوریا2

کنکوریا2

کیا رفتن برا ثبت نام دانشگاه؟؟؟ کلاسا چطور بود؟؟؟ اکانت تلگرامم مسدود شده و حسابی غمگینم 


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 21:20

کنکوریا

کنکوریا

تاریخ ارسال پست: یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 21:16

نوستالژی 10

نوستالژی 10

شما یادتون نمیاد،این خار آبی هست.باهاش پس گردن دوستامون رو نشونه می‌گرفتیم و میزدیم.وقتی این تیر به گردن طرف می خورد، خودشم یه پس گردنی به خودش می زد.کرکر خنده بود


تاریخ ارسال پست: جمعه 09 مهر 1395 ساعت: 8:31

یک دست جام باده و یک دست زلف یار

یک دست جام باده و یک دست زلف یار
یکی از بهترین شعر هایی که خوندم ! واقعا زیباست وای وای وای 
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست
در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست
آن معدن ملاحت و آن کانم آرزوست
این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا
من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار
دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست
من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست
وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست
باقی این غزل را ای مطرب ظریف
زین سان همی‌شمار که زین سانم آرزوست
بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق
من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست

تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 08 مهر 1395 ساعت: 19:6

شماره تماس

شماره تماس

شماره تماس


تاریخ ارسال پست: پنجشنبه 08 مهر 1395 ساعت: 17:43

خسروآواز ایران . مردی که صدایش را پس میگیرد بخاطر ....

خسروآواز ایران . مردی که صدایش را پس میگیرد بخاطر ....

پرویز پرستویی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون در ابتدای این مراسم رونمایی با قرائت متنی که فرازهایی از آن در فواصل مختلف برنامه ارائه می‌شد، از مقام هنری محمدرضا شجریان و پرویز مشکاتیان تجلیل کرد.در بخش‌هایی از این متن آمده است: «فراز اول: من مجری نیستم و مجریگری نمی‌دانم... سخنران هم نیستم و از فنون سخنوری سررشته ندارم. بنابراین اگر می‌بینید در مقابل‌تان ایستاده‌ام، نه برای سخنرانی آمده‌ام و نه سیمای مجریگری دارم... من شاید به نمایندگی از جامعه هنری، شاید به عنوان عضوی از پیکر فرهنگ و هنر، شاید به افتخار دوستی، شاید به رسم صدایی از حنجره ایران و حتی شاید تنها و تنها به خاطر دل خودم، اینجا ایستاده‌ام... من آمده‌ام تا از عشق بگویم و از «طریق عشق» که مسلک آفریننده اثر است... مسلک خسرو آواز این مرز و بوم... و حاصل راز و نیاز و سیر و سلوک او در اشعار مولانا و حافظ در کنار پرویز مشکاتیان و گروه فاخر عارف... من آمده‌ام بلکه بتوانم اندکی و تنها اندکی، در این خمره افیون را بگشایم و دعوت کنم عالم و آدم را به مستی از نوش شهد نوشینش... فراز دوم: سخت می‌شود کارَت وقتی قرار باشد از شجریان بگویی، گفتنی نیست این روح نجیب... گفتنی نیست مَرد... مگر ادبیاتی وجود دارد که بتواند قدردانی‌ از تو را به واژه بکشد؟ مگر می‌شود قدر دانست کسی را که نای و نوای موسیقی یک کشور، سنت یک کشور و اعظم هویت فرهنگی یک کشور قائم به هنر بی‌بدیلش شد؟! مگر شدنی است تعریف حنجره یک سرزمین با کلمات؟! البته که تنها راه سخن گفتن با تو، همانا «طریق عشق» است که خودت بر ما ارزانی داشتی... البته که خجسته است رونمایی از این اثر ماندگار... البته که قدر می‌شناسیم هبه‌ات را... البته که تا عرش صعود می‌کنیم بر بال‌های این اثر. البته که سالاری صدا برازنده‌ات است...» در بخش‌هایی از فراز سوم و چهارم متن پرستویی آمده بود: قصه کیمیا و کیمیاگر را شنیده‌اید؟ نقل بسیار ساده‌ای است... کیمیاگر از فلز، هر فلزی، طلا می‌سازد یعنی او موادی را در اختیار دارد که همه دارند، ولی کاری را بلد است که هیچ‌کس بلد نیست... می‌گویند این کار، بسیار سخت و ناشدنی است... می‌گویند کیمیا نایاب است و دست‌نیافتنی... می‌گویند کیمیاگر «مثل هیچ‌کس» است. می‌گویند شاید قرن‌ها بگذرد و کیمیاگری دیده نشود... سخت بود، سخت‌تر هم شد... «صبح است ساقیا»، «همراه شو عزیز»، «بیداد»، «شیدایی»، «یوسف خوشنام» و سایر نغمه‌های مشکاتیان را بشنوید تا ببینید این کیمیاگر چه کرده است. ببینید این نابغه موسیقی سنتی، در این آلبوم‌ها، با کیمیایش از نوا، از دل سنتور، از درون، روح زلالش، از عمق وجودش چگونه بستری زرین برای جاری شدن صدای آسمانی شجریان خلق کرده است و حالا... حالا به «طریق عشق» گوش بسپارید و تفاوت فلز و طلا را لمس کنید. فراز چهارم: نگفتم سخت است... حرف می‌زنی تمام او را نگفته‌ای، تصاویر را تماشا می‌کنی و تمام او را ندیده‌ای. نواهای سحرآمیزی در فضا طنین می‌افکند و تمام او را نشنیده‌ایم... از آلبومی که منتشر نشده، پرفروش است و نایاب، رونمایی می‌شود وزینهار... که همه او را ندیده‌ایم... تلاش سودی ندارد... این جنگ، مغلوبه است... وارد کارزار نشو! او خود میدان‌دار سخت‌ترین نبردهاست...از آنجا که تن به تن می‌جنگد برای حفظ و بقای آوای سنتی ایران و یا در جایی که صدایش را از برخی پس می‌گیرد ولی نوای ربنایش را تقدیم تو می‌کند تا با آن افطار کنی تمام روزه‌هایت را... و لایه به لایه در وجودت نفوذ می‌کند، در هنگامه فرو ریختن و استوار و محکم نگهت می‌دارد تا با طلایه‌داری جرات و شهامت او، امیدوار باشی به فردایی روشن‌تر... نه، تلاش نکن شجریان، گفتنی نیست.. چشمانم را می‌بندم و غرق می‌شوم در طنین نفسگیر صدایت مَرد... با عشق تا کجا رفته‌ای؟ تا کجا آمده‌ای؟ تا طلاکوب شدن نامت بر برگ عظیمی از تاریخ ایران عزیز... تا جاودانه شدن در این دفتر... حلالت باد حلاوت این جاودانگی که سزاوار آن است... این مردم رنج‌دیده شهادت می‌دهند شایستگی‌ات... خسرو آواز ایران؟!... نه... شوالیه آواز؟!... نه... پرچمدار بقای موسیقی سنتی؟!... نه... حنجره طلایی؟! نه... تکرارناشدنی؟!... نه... دردانه هنر آواز سنتی... نه... نشد... و نمی‌شود... رونمایی کردیم از «طریق عشق» ولی نشد از تو قدردانی کنیم... نمی‌شود دیگر... دلیلش گفتنی نیست و در ظرف واژه جا نمی‌گیرد... چشمانم را می‌بندم و غَرق می‌شوم در نوایت... چشم می‌گشایم... همایون است که تربیت حنجره‌اش را در مکتب آموزگاری چون تو به رخ می‌کشد... و لبخندی که چهره‌ات را روشن کرده است، در وجودم جاری می‌شود و خیره می‌ماند به برق چشمانت... مگر می‌ شود که طلای مذاب، عیار داشت؟! قدردانی به چه کارَت می‌آید مَرد؟ تو جاودانه‌ شده‌ای... شجریان هرگز تمام نمی‌شود...» پخش یک فیلم کوتاه با مضمون مصاحبه با اعضای کنسرت گروه عارف در زمان حیات زنده‌یاد پرویز مشکاتیان و اجرای دو قطعه «خزان» و «الا یا ایها الساقی» به آهنگسازی زنده‌یاد پرویز مشکاتیان و نوازندگی بیژن کامکار، ارژنگ کامکار، بابک غسالی، آیین مشکاتیان و سهراب پورناظری و خوانندگی همایون شجریان، بخش‌های دیگر مراسم رونمایی از آلبوم «طریق عشق» بود. همایون شجریان قبل از آغاز اجرای این دو بخش گفت: بسیار ممنونم که با آمدنتان به این مجلس رونق بخشیدید. هربار که برای برگزاری کنسرت یا چنین مراسمی پیش‌روی شما قرار می‌گیرم، خودم را خیلی کوچک احساس می‌کنم اما به هر حال امیدوارم این برنامه مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد. وی افزود: در طول برنامه که با همراهی جناب پرویز پرستویی نازنین همراه بود، تصاویری پخش شد که خیلی سعی کردم خودم را کنترل کنم اما این اتفاق نمی‌افتاد چرا که بر این باورم الحق جای من اینجا نبود، زیرا جای پدر بود که اینجا بنشیند و همراه با عزیزان گروه «عارف» برنامه‌ای را اجرا کند. البته متاسفانه به دلیل وضعیت جسمانی ایشان که نمی‌تواند از منزل بیرون بیاید و هم‌اکنون مشغول فیزیوتراپی است، نتوانست در این مراسم حضور پیدا کند. من امیدوارم با انجام مراحل تکمیلی درمان، پدرم به کارهای روزمره خود ادامه دهد. به هر حال در این اجرا استاد بیژن و ارژنگ کامکار دو تن از اعضای گروه موسیقی عارف به من افتخار دادند که در اجرای ما حضور داشته باشند و من بر این باورم که اجرای ما با حضور این عزیزان رنگ و بوی دیگری گرفت.


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت: 8:59

برای اهل دل

برای اهل دل

http://dl.nex1music.ir/index.php?d=1395/07/05/Mohammadreza%20Shajarian%20-%20Tarighe%20Eshgh%20[Album]/Mohammadreza%20Shajarian%20-%20Tarighe%20Eshgh%20[128]


تاریخ ارسال پست: چهارشنبه 07 مهر 1395 ساعت: 8:57

منو خواب دیشب

سلام دوستان بعد از سالها من خواب دیدم اونم چه خوابی که اگر شوهر عمه ی عزیز محیطبانم بفهمه منو زیر نظر میگیره ! خوابدیدم سر ده رد یه کبک چاق و چله کردم و تا نگرفتمش ول کن قضیه نشدم و بالاخره به چنگ آوردمش و چقد هم زیبا بود هنوز تو کف طوق دور گردنشم! دوستان تعبیری چیزی ندارن ببینم چی هس ؟؟؟ متچکرم بدرود


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 06 مهر 1395 ساعت: 8:28

منو خواب دیشب

منو خواب دیشب

سلام دوستان بعد از سالها من خواب دیدم اونم چه خوابی که اگر شوهر عمه ی عزیز محیطبانم بفهمه منو زیر نظر میگیره ! خوابدیدم سر ده رد یه کبک چاق و چله کردم و تا نگرفتمش ول کن قضیه نشدم و بالاخره به چنگ آوردمش و چقد هم زیبا بود هنوز تو کف طوق دور گردنشم! دوستان تعبیری چیزی ندارن ببینم چی هس ؟؟؟ متچکرم بدرود


تاریخ ارسال پست: سه شنبه 06 مهر 1395 ساعت: 8:28

کنکوری ها

کیا رفتن برا ثبت نام ؟؟؟ اوضاع شهریه ها چطوره؟؟؟ 


تاریخ ارسال پست: یکشنبه 04 مهر 1395 ساعت: 9:8

ليست صفحات

تعداد صفحات : 3